X
تبلیغات
رایتل
پاسخ به سوالات اعتقادی
  
 
 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1384
علت خداوند چیست و چگونه به وجود آمده است؟
 خداوند همیشه بوده و همیشه هم خواهد بود. به اصطلاح خدا موجودى ازلى و ابدى است. خدا از جایى نیامده، یعنى علتى او را به وجود نیاورده، بلکه او بى نیاز از علت است و هستى او عین ذات او است، نه این که موجود دیگرى به نام »علت« خدا را هستى دار کرده باشد. اصولاً چنین سؤالى در مورد خداوند صحیح نیست؛ زیرا فرض موجودى که از چیزى یا از کسى یا در زمانى به وجود آمده باشد، به این معنا خواهد بود که قبل از او هستى یا وجود و یا موجود دیگرى بوده است. اگر چنین فرض کنیم، آن موجود، دیگر خداى خالق همه هستى نخواهد بود. نیز فرض این که خدا از کسى یا از جایى باشد، به این معنا خواهد بود که او نیازمند به آن کس و یا آن مکان خواهد بود، پس مانند ما و دیگر مخلوقات موجود نیازمند به آن کس و یا آن مکان خواهد بود، پس مانند ما و دیگر مخلوقات موجود نیازمند خواهد بود، نه خداى خالق همه هستى و بى نیاز.
توضیح این که:
هر موجودى نیازمند به علت نیست، بلکه هر چیزى که از خود هستى ندارد، اگر بخواهد موجود شود، نیاز به علت پدید آورنده دارد. غیر از خدا، تمام موجودات عالم هستى نیاز به علت هستى بخش دارد. چون در ذات خود هستى ندارند و به اصطلاح ممکن الوجودند. موجودى که در ذات خود هستى ندارد، هستى دار شدنش به دست موجود دیگرى است که از آن به »علت« نام مى برند. اگر علتش آن را به وجود نیاورد، هرگز موجود نمى‏شود. فرضاً اگر شما تنها علت روشن شدن ماشین را استارت زدن بدانید، اگر استارت نزنید. هرگز ماشین روشن نخواهد شد.
موجودى که خودش هستى دار است، یعنى هستى و بودن عین ذاتش است، و ذات او عین موجودیت و بودن است و به اصطلاح واجب الوجود است، یعنى بودنش حتمى و ضرورى است و امکان ندارد که نباشد، چنین موجودى نیاز به علت ندارد تا گفته شود از کجا آمده چون او هستى دار است. هستى ندار نیست تا در هستى دار شدنش نیاز به علت داشته باشد.
به عبارت دیگر: هر چند ناقص براى برطرف کردن نقص خود نیاز به علت دارد، ولى خدا از هر نظر کامل است و غنى مطلق است. موجودى که از هر نظر غنى است و فقر درباره او تصور ندارد، محال است که نیاز به علت داشته باشد.(1)
چون ذات خدا، عین هستى است، امکان ندارد که روزى نباشد. بنابراین خدا همیشه خواهد بود، زیرا معدوم بودن موجودى در برهه‏اى از زمان، نشانه نیازمندى و ممکن الوجود بودن او است وچون واجب الوجود خود به خود وجود دارد و نیازمند به هیچ موجودى نیست، همیشه موجود خواهد بود.(2) براى روشن شدن مطلب به کتاب علل گرایش به مادیگرى، اثر شهید مطهرى مراجعه فرمایید.
پى نوشت‏ها:
1. مرتضى مطهرى، شرح منظومه (مختصر) ج 2، ص 138 و 151.
2. محمد تقى مصباح یزدى، آموزش عقاید، ص 85.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 145481


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها