X
تبلیغات
رایتل
پاسخ به سوالات اعتقادی
  
 
 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1384
چه نشانه هایى مبنى بر الهى بودن قرآن وجود دارد؟

 در مورد پرسش شما دو رویکرد وجود دارد. در مورد قرآن اندیشمندان اسلامى بر این عقیده‏اند که وحى الهى است و اندیشه و فرهنگ و الفاظ بشرى در پدید آمدن آن دخالتى نداشته است.
در دنیاى غرب اکثر متفکران غربى برخلاف متفکران اسلامى معتقدند که کتب مقدس مسیحیان و یهودیان یعنى تورات و انجیل الفاظ خداوند نبوده، حتى الفاظ پیامبران یعنى حضرت موسى و حضرت عیسى نمى‏باشند، بلکه پیروان این دو پیامبر، این کتب رانوشته‏اند.
توماس میشل در این مورد مى‏گوید:
«مسیحیان معتقدند که خداوند کتاب‏هاى مقدس را به وسیله مؤلفان بشرى نوشته است این افراد مانند دیگر انسان‏ها با محدودیت‏هاى زبان و تنگناهاى علمى دست به گریبان بوده‏اند. اصولاً مسیحیان نمى‏گویند که خدا کتاب‏هاى مقدس را بر مؤلفان بشرى املا کرده، بلکه معتقدند که او به ایشان قدرت بیان پیام الهى به شیوه خاص خودشان و همراه با نگارش مخصوص و سبک نویسندگى ویژه هر یک را داده است.
اقلیتى بسیار ناچیز از مسیحیان گمان مى‏کنند کتاب‏هاى مقدس با همین الفاظ، از طرف خدا بر پیامبر نازل شده‏اند».(1)
اعتقاد «توماس میشل» مختص به وى نبوده و اکثر متفکران غربى به این امر اذعان دارند، به عنوان مثال «جان بى. ناس» به این مسئله معتقد بوده و آن را در کتاب خود مطرح مى‏نماید.(2)
صرف پذیرفتن این امر که کتب مقدس مسیحیت الفاظ بشرى است، مستلزم آن نیست که کتب دینى همه ادیان، الفاظى بشرى باشند. به دیگر سخن: وجود چند کتاب مقدس مانند تورات و انجیل که الفاظى بشرى هستند، موجب آن نمى‏شود که با تعمیم نا به جا و مغالطه‏آمیز نتیجه گرفته شود که هر کتاب مقدسى، الفاظ بشرى است.
تمام پیامبران اولوالعزم و از جمله حضرت موسى و عیسى داراى کتاب آسمانى بودند که وحى و الفاظ الهى بود اما پس از ایشان این کتب و شریعتشان مورد تحریف واقع شده.
افراد زیادى سبب تحریف در دین مسیحیت شده‏اند و یکى از شخصیت‏هاى برجسته مسیحیت که به اعتراف نویسندگان مسیحى سبب تحریف دین مسیحیت شده است «پولس» مى‏باشد.(3)
در مورد قرآن هیچ مانع برون دینى در پذیرش ادعاى این که قرآن، الفاظ الهى بوده و پیامبر اسلام و دیگر انسان‏ها در تکوین آن دخالتى نداشته‏اند، وجود ندارد.
از جهت درون دینى قرآن و روایات پیامبر اکرم و ائمه هدى(ع) به صورت صریح و آشکار بشرى بودن قرآن را با تأکیدهاى بسیار و به صورت‏هاى گوناگون نفى نموده و بیان کرده‏اند که قرآن وحى الهى و الفاظ غیر بشرى است.
در ذیل به برخى از این آیات اشاره مى‏کنیم:
خداوند در آیات متعددى منکران الهى بودن قرآن را به مبارزه دعوت مى‏کند، یعنى از آن‏ها مى‏خواهد اگر قرآن را از ناحیه بشر مى‏دانند، آنان نیز چنین قرآنى و دست کم یک سوره مثل سوره‏هاى قرآن را بیاورند.
خداوند مى‏فرماید: «اگر تمام انسان‏ها و جن‏ها را جمع نموده و آن‏ها را به یارى طلبند، نمى‏توانند همانند قرآن را بیاورند.»(4) از این طریق، غیر بشرى بودن قرآن را ثابت مى‏نماید.
در سوره مبارکه هود، تحدى به ده سوره از سوره‏هاى قرآن شده است و مى‏فرماید:
«اگر راست مى‏گویید (که قرآن ساخته دست بشر است) شما هم ده سوره همانند این قرآن را بیاورید».(5)
در سوره مبارکه یونس تحدى به یک سوره از قرآن شده مى‏فرماید: «اگر راست مى‏گویید، یک سوره همانند آن را بیاورید».(6)
در آیات متعدد بر این نکته اشاره شده که پیامبر در تکوین قرآن و الفاظ آن دخالتى نداشته است:
أ) در بعضى از آیات خداوند براى اثبات این که پیامبر در تکوین قرآن دخالتى نداشته و الفاظ قرآن الهى است، به سابقه پیامبر(ص) و شخصیت حضرت میان مردم همان عصر اشاره مى‏کند و مى‏فرماید: «تو نوشتن و نیز خواندن را نمى‏دانستى، پس چگونه مى‏توانستى این آیات را بیاورى؟!».(7)
از نظر تاریخى ثابت شده است که پیامبر پیش از آوردن قرآن و قبل از وحى الهى، خواندن و نوشتن نمى‏دانست و هیچ نوشته یا سخنى که همانند قرآن باشد، از او وجود ندارد، سپس به یکباره (از زمان نزول وحى) سخنانى فوق درک بشرى با همه حقایق معنوى و اعجاز لفظى و بیانى توسط او ابلاغ مى‏شود.
ب) خداوند دسته دیگرى از آیات وحى و قرآن را مستقل از تجربه و تلاش و حتى اراده رسول خدا معرفى نموده و به خودش مستند مى‏سازد و مى‏فرماید:
«اى رسول! به هنگام دریافت وحى زبان خویش را حرکت مده تا بر خواندن آن شتاب کنى.
جمع کردن آن و خواندنش بر ما است. پس از آن که ما خواندیم، تو خواندن آن را دنبال کن».(8)
اگر محتواى قرآن محصول تراوش‏هاى فکرى و تجدید و تلاش‏هاى سیاسى اجتماعى پیامبر بود، آیا توصیه در آیات فوق معنا مى‏داد؟ آیا پیامبر به خودش مى‏گوید قبل از این که قرآن تمام شود (خواندن تمام شود) زبانت را حرکت مده و قبل از این که وحى قرآن تمام شود، عجله نکن. صریح این آیات، چنین برداشت را باطل مى‏شمارد.
قرآن معجزه جاوید پیامبر اسلام و دلیل نبوت و راستگویى پیامبر اسلام است، یعنى دلیل اعتبار اسلام است و اعجاز آن از جهات گوناگون قابل اثبات است. از نظر اعجاز لفظى، سبک بیان، اسلوب و آهنگ که این مورد بیشتر براى عرب زبانان قابل فهم است. از نظر غناى معنایى و مفهومى و اعجاز آن. در قرآن علوم مختلف بیان شده است که در این میان علوم انسانى به جهت هدف قرآنى که رساندن انسان‏ها به سعادت و کمال است، چشمگیرتر است. ارزش‏هاى اخلاقى ارزشمند و متعالى، حقوق، سیاست، اقتصاد، تاریخ، اعتقادات و... در عین حال که قرآن کتابى نوشته شده در یک علم خاص نیست، بسیارى از حقایق و اصول مربوط به علوم بشرى را دارا مى‏باشد. براى فهم چنین مواردى به خصوص بیان آنها براى پیروان سایر ادیان کافى است مقایسه‏اى بین قرآن و دیگر کتاب‏هاى آسمانى در زمینه‏هاى مختلف به عمل آید. توحید و یکتاپرستى در آیات در بالاترین مرتبه خود بیان شده است.
در آیات قرآنى، عالى‏ترین معانى و مفاهیم براى رسیدن به مقام کشف و شهود بیان شده. خدایى که در همه جا حضور دارد. از رگ گردن به انسان نزدیک‏تر است. از تمام اسرار درون انسان آگاهى دارد. به هر جا بنگریم او را مشاهده مى‏کنیم که آیات فراوان در این زمینه وجود دارد گسترش مکاتب عرفانى در جهان اسلام و معانى بسیار دقیق و عمیقى که از عرفان اسلامى در این زمینه به دست ما رسیده الهام گرفته از همین آیات است.
اعجاز علمى قرآن در قرن‏هاى اخیر بین مفسران جایگاه ویژه‏اى یافته است. چون علوم تجربى تکامل یافت و رشد سریع نمود، رازهاى علمى قرآن را آشکار کرد. این درحالى بود که کتاب مقدس «تورات و انجیل» هر روز با پیشرفت علوم، عقب نشینى کرد و تحریفات آن آشکار شد. از این رو مفسران در موارد متعدد به اعجاز علمى قرآن (آیاتى که از قوانین و یافته‏هاى علمى بشر در چندین قرن بعد خبر مى‏دهد) اشاره کرده‏اند(9)، حتى دانشمندان اروپایى به ابعاد علمى قرآن اعتراف دارند، براى مثال «لوراواکیسا واگلیوى» استاد دانشگاه ناپل مى‏گوید «ما در این کتاب گنجیه‏ها و ذخایرى از علوم مى‏بینیم که فوق استعداد و ظرفیت باهوش‏ترین اشخاص و بزرگ‏ترین فیلسوفان، قوى‏ترین رجال سیاست و قانون است و به دلیل این جهات است که قرآن نمى‏تواند کار یک مرد تحصیل کرده و دانشمند باشد».(10)
مقصود از معجزه علمى بودن قرآن آیاتى است که بدین صورت باشد:
1 - رازگویى علمى باشد، یعنى مطلب علمى را که قبل از نزول آیه کسى از آن اطلاع نداشته، بیان کند، به طورى که مدت‏ها بعد از نزول آیه مطلب علمى کشف شود و این مسأله علمى طورى باشد که با وسایل عادى که در اختیار بشر عصر نزول بود، قابل کشف نباشد.
2 - اخبار غیبى در مورد وقوع حوادث طبیعى و جریانات تاریخى باشد که در هنگام نزول آیه کسى از آن اطلاع نداشته و پس از خبر دادن قرآن، همان خبر واقع شود و این خبر طورى باشد که به وسیله وسایل عادى قابل پیش بینى نباشد.
پس اگر مطلبى را قرآن خبر داده که قبلاً در کتاب‏هاى آسمانى گذشته به آن اشاره شده و یا در مراکز علمى یونان و ایران و... در لا به لاى کتاب‏هاى علمى و آراى دانشمندان آمده، و یا مطلبى باشد که طبیعتاً و به صورت غریزى قابل فهم است، این امور معجزه علمى محسوب نمى‏شود.(11)
قرآن کشفیات مهم علوم جدید از قبیل کرویت زمین، نظریه خورشید مرکزى، حرکت زمین،(12) گرده افشان گیاهان(13) و... را تأیید کرده است.
اگر بخواهیم درباره تمام آیاتى که مربوط به اعجاز علمى قرآن است بحث کنیم، سخن طولانى خواهد شد. در قرآن آیاتى است که منطبق با فرضیه‏هاى علوم کیهان شناس، زیست‏شناسى، ریاضى و پزشکى است.
براى نمونه آیه 19 سوره حجر، ترکیب خاص نباتات؛ آیه 23 همین سوره، تلقیح میان نباتات؛ آیه 3 سوره رعد، قانون ازدواج و تعمیم آن به عالم نباتات؛ آیه 53 سوره طه، موضوع حرکت وضعى و انتقالى زمین؛ آیه 17 سوره رحمن، وجود یک قاره دیگر؛ آیه 4 سوره معارج، اصل کروى بودن زمین را بیان مى‏کند.
در ذیل به توضیح اجمالى برخى از آیات اشاره مى‏کنیم.
1 - «والشمس تجرى لمستقر لها ذلک تقدیر العزیز العلیم؛خورشید که پیوسته به سوى قرارگاهش در حرکت است. این تقدیر خداوند است».(14)
این آیه به وضوح حرکت مستمر خورشید را بیان مى‏کند اما در این که منظور از حرکت چیست، مفسران بحث‏هاى فراوانى دارند. آخرین و جدیدترین تفسیر براى آیه همان است که اخیراً دانشمندان کشف کرده‏اند که خورشید با مجموعه منظومه شمسى در وسط کهکشان به سوى ستاره دوردست «دوگا» در حرکت است. عبارت «تجرى» تمام این حرکت‏ها و حرکت‏هاى دیگر را که در آینده کشف خواهد شد بیان مى‏کند.(15)
2 - «و لا الشمس نبغى لها أن تدرک القمر و لا اللیل سابق النهار و کل فى فلک یسبحون؛ نه براى خورشید سزاوار است که به ماه رسد و نه شب به روز پیش مى‏گیرد و هر کدام از آن‏ها در مسیر خود شناورند».(16) در آیات 38 و 40 سوره یس براى خورشید هم حرکت جریانى قائل شده و هم دورانى. یک جا مى‏گوید «والشمس تجرى» و در جاى دیگر از شناور بودن خورشید در فلک سخن مى‏گوید: «کل فى فلک یسبحون»
آن روز که این آیات نازل شد، هیئت بطلمیوس با قدرت هر چه تمام‏تر بر محافل علمى حاکم بود. طبق این فرضیه، اجرام آسمانى به خودى خود گردشى نداشتند، بلکه در دل افلاک (که اجسامى بلورین و متراکم و در هم همچون طبقات پوست پیاز بودند) میخکوب شده بودند و حرکت آن‏ها تابع حرکت افلاکشان بود. در آن روزگار نه ستاره بودن خورشید مفهومى داشت و نه حرکت طولى و جریانى خورشید، اما بعد از فرو ریختن پایه‏هاى فرضیه بطلمیوس در پرتو کشفیات قرون اخیر و آزاد شدن اجرام آسمانى از قید و بند افلاک بلورین این نظریه قوت گرفت که خورشید در مرکز منظومه شمسى ثابت و بى حرکت است و تمام منظومه شمسى پروانه وار به گرد او مى‏چرخند.
در این زمان نیز هنوز مفهوم آیات فوق که حرکت طولى و دورانى را به خورشید نسبت مى‏داد، روشن نبود تااین که با پیشرفت علوم امروزه چند نوع حرکت براى خورشید ثابت شد.
حرکت وضعى آن به دور خورشید و حرکت طولى آن همراه با منظومه شمسى به سوى نقطه مشخصى از آسمان، حرکت دورانى آن همراه مجموعه کهکشانى که جزئى از آن است و به این ترتیب یک معجزه دیگر علمى براى آن به ثبوت رسید.(17)
3 - «اذا السماء النشقت؛در آن هنگام که آسمان شکافته شود».(18)
در حدیثى از امیرمؤمنان در تفسیر این آیه آمده که منظور از شکافتن آسمان این است که آسمان‏ها از کهکشان‏ها جدا مى‏شود. این حدیث که از معجزات علمى محسوب مى‏شود، از حقیقتى پرده بر مى‏دارد که در آن زمان هیچ یک از دانشمندان به آن نرسیده بودند. دانشمندان فلکى امروز با مشاهدات نجومى خود و به وسیله تلسکوپ‏هاى عظیم و نیرومند ثابت کردند که عالَم مجموعه‏اى از کهکشان‏ها است و هر کهشکان مجموعه‏اى از منظومه‏ها و ستارگان است. به همین دلیل آن‏ها را شهرهاى ستارگان مى‏نامند، کهکشان راه شیرى معروف که با چشم قابل مشاهد است، مجموعه عظیم و دایره مانندى از همین منظومه‏ها و ستارگان است.
حضرت امام على(ع) مى‏فرمایند: «در آستانه قیامت این کواکب را که مشاهده مى‏کنیم، از کهشکان جدا مى‏شود و نظام همگى به هم مى‏خورد».(19)
پى‏نوشت‏ها:
1 - توماس میشل، کلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، نشر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، قم، چاپ اول، 1377، ص 26.
2 - جان. بى. ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه على اصغر حکمت، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ نهم، 1377، ص 623 - 627.
3 - محمد قطب، سکولارها چه مى‏گویند؟ ترجمه جواد محدثى، نشر مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول، بهار 1379، ص 14 - 15.
4 - اسراء (17) آیه 88.
5 - هود (11) آیه 13.
6 - یونس (10) آیه 38.
7 - هود، آیه 13 و یونس، آیه 38.
8 - قیامت (75) آیه 19 - 16.
9 - تفسیر نمونه، ج‏5، ص 435 و ج‏8، ص‏227 و ج 10، ص 119 و ج 11، ص 183 و ج 15، ص 586 و...
10 - تفسیرنمونه، ج‏1، ص 138.
11 - پژوهش در اعجاز علمى قرآن، دکتر محمد على رضایى اصفهانى، ص 85.
12 - طه (20) آیه 53.
13 - حجر (15) آیه 22.
14 - یس (36) آیه 38.
15 - تفسیر نمونه، ج‏18، ص 381 - 382.
16 - یس، آیه 40.
17 - تفسیر نمونه، ج 18، ص 388 و 389.
18 - انشقاق (84) آیه 1.
19 - روح المعانى، ج‏30، ص 87 ؛ در المنثور، ج‏6، ص 329، به نقل از تفسیر نمونه، ج 26، ص 303 و 304


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 146809


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها